lp_metaler کاربر فعال وضعيت: آفلاين 2 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 5 بار در 5 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 10 شهريور ماه ، 1388 23:31:28 موضوع مطلب: هوادارن بابک تیغه بیان 2
سلام
من خودم قبلا زیاد اهنگاشو گوش نمی دادم ولی جدیدا باهاش خیلی حال می کنم
اول بیو گرافی :
بابك تیغه
بابک تیغه نوجوان رپر است که دو نوع زندگی مختلف را همزمان تجربه می کند: شرارت در رپ و خجالت در زندگی روزمره ! تیغه که ۱۹ سال دارد ، به امید بیان کژی های اجتماع پیرامونش ، شاگرد اولی در المپیاد ریاضی را رها کرد تا شاگرد اول دنیای رپ باشد.
تیغه را با لباس های گشاد مخصوص رپر ها ، در هوای خنک پاییز در پارکی در شمال تهران ملاقات کردم. کم حرف ، سر به زیر و بسیار خجالتی. مدتی طول کشید تا با یکدیگر صمیمی شویم و روی درد و دل کردن پیدا کنیم.
وقتی در تحسین " پوشش رپی " بابک ، سخن گفتم ، برایم توضیح داد که چگونه ، آنچه که " دردهای اجتماع " می نام تیغه که ، کارش را دو سال و نیم پیش آغاز کرده است ، خود را صاحب کلامی به برندگی " تیغ " معرفی می کند و در پاسخ به اولین پرسش من ، در مورد دلیل " تیغه " نام گرفتنش می گوید : اوایل که وارد جمع رپ خوانها شده بودم ، جلسه ای تشکیل دادیم ، با حضور هیچکس ، تتلو و بقیه بچه ها . هر کس یک نام برایم پیشنهاد می کرد ، تتلو نام " تیغ" را بر روی من گذاشت ولی هیچکس آن را به " تیغه " تبدیل کرد و من نیز پذیرفتم .
بابک تیغه ، علاوه بر انتخاب نام کاریش ، در خواندن ترانه های نخستش نیز ، با دیگر اهالی زیر زمین ، همکاری داشته که حاصلش " گربه صفت " است : من اولین کار " بشقاب " نام ترانه ای است که در آن ، تیغه ، تتلو و تهی ، در اعتراض به درون گرایی رپ فارسی ، عده ای از خوانندگان آن ، که از ورود رپر های جدید به این حیطه جلوگیری می کنند را زیر سوال برده و رفتار آنها را نکوهش کردند . تیغه ، که خود نقشی اساسی در این ترانه را دارد ، می گوید : ریتم این کار را خودم ، قبلا ساخته ام که بعد در گروه سه نفره ی تتلو ، تهی و خودم ، اجرایش کردیم . ماجرای این ترانه از آنجا منشا می گیرد که مجله ای در داخل ایران ، با من و چند نفر دیگر مصاحبه می کند ولی وقتی موعد انتشارش می رسد ، به جای پخش گفتگو با ما ، مصاحبه با رپرتازه این اصلا دیس نیست ، بشقابه فقط!! دنیا نیا " و " شانس آخر " از دیگر ترانه های پرطرفداری است که حاصل همکاری " تیغه " با گروه " تتلو و تهی " است . تیغه این همکاری را " پر از تجربه " توصیف می کند و از جمله می گوید : برای من شانس بسیار بزرگی بود که بر حسب اتفاق وارد رپ فارسی شده و بعد با مطرح های دنیای زیر زمین همصدا شوم . اصلا همین همکاری ها باعث شایعاتی هم شد . مثلا می گفتند من به بچه ها پول می دهم تا با من بخوانند و باعث پیشرفتم شوند و از این دست مسایل ... در طول این مدت کوتاه همکاری ، نزدیک به هشت ترانه ی مشترک اجرا کردم سکوت : از بشقاب تا طلای سیاه
همکاری بابک با " ۰۲۱ " چندان دوام نمی آورد . تیغه پس از نیم سال پرکاری ، به ناگهان غیب می شود و تابستان پر کارش را با پاییز بسیار کم کارش جبران می کند . عدم حضور او باعث قوت گرفتن این
شایعه می شود که دیگر قصد خواندن ندارد . تیغه ، این غیبت طولانی خود را " اشتباهی بزرگ " توصیف می کند و پیرامون دلایلش می گوید : درس و تلاش برای دیپلم گرفتن ، یکی از همین دلایل بود ، اما مهمتر از آن ، تبدیل شدنم به " آلت دست " و توپی بود که در زمین رپ فارسی مدام سر می خورد . متاسفانه ، در رپ فارسی ، بین بچه ها قهر و آشتی زیاد هست . یک روز با هم دوستیم ، فردا با هم رقیب ، پس فردا با هم قهر . من قربانی همین " قهر و آشتی ها " شدم . وقتی با هم قهر می کردند ، مثل توپ مرا پاس می دادند . برای همین " سکوت در فصل سرد " را ترجیح دادم .
سکوت شش ماه تیغه ، در پایان سال ۱۳۸۵ ، با سالروز ملی شدن صنعت نفت ، می شکند و " طلای سیاه " در حمایت از دکتر محمد مصدق ، توسط بابک ساخته و خوانده می شود : طلای سیاه ، یه جورایی ، آغاز ترانه های تکی من هست . ترانه هایی که دیگر کسی با من هم صدا نیست و هر آنچه هست ، از خودم است . طلای سیاه ، اعتراضی است به جنگ بر سر نفت . اعتراض به وقتیست که ارزش " طلای سیاه " از جان آدم ها بیشتر می شود و البته طلای سیاه در واقع پیش در آمد آلبوم جدیدی است که مشغول کار کردن روی آن هستم
می روم راهی ، گر سلامی بر جا باد !
بابک تیغه ، سال ۱۳۸۶ را سال " تیغه " معرفی کرده و وعده ی انتشار آلبومش را تا چند روز آینده می دهد : " "بعضی وقتها تجربه های یک ساله لازمه که از آدم بسازه یه فوق ستاره !" این رو از صمیم قلبم میگم . شش ماه سکوت من باعث شد تا بنشینم و روی آلبومی کار کنم به نام " میروم راهی ، گر سلامی بر جا باد " . آلبومی کاملا متفاوت ، به تیزی تیغ و با بیانی کاملا مردمی و اجتماعی که به زودی به همراه یک موزیک ویدیو ، میاد بیرون
تیغه در پایان گفتگوی خود ، ضمن تاکید بر ادامه ی فعالیت در " زیر زمین رپ خوانی " ، می گوید : تمام هدف
قسمتی از شعر بابک تیغه :
دیگه شده هک بی زره ای شک تو ذهن که باید رول بشی مثل سگ
به جرم اینکه کردیم توف به هر چی گفته خوندن از خیابون کفره
اما
ما زیدیم از زندگیمون بیشتر خیلیاتونم داریم دین و ایمون
یا بخون یا فقط بازنده بمون شده بخاطرش بزن از یه لقمه نون
--------------------------------------------------------------------------------
چیزی که تو صداش میکنی غرب زدگی چیزی نیست چز برای ایران بردگی
همین که خوش میاره خون تو رگهام و خروش میکنه تو رفتار
تا خاموش شه تلویزیونو یه دلقک نتونه کنه مسخرمون
-------------------------------------------------------------------------------
دفعه بدی که تو خیابون دیدی یه رپی خوب نگاش کن شاید بفهمی
که اون چیزی نمیخواد جز اینکه بشه شاد دل مردمی که شادیو نمیارن به یاد
وقتی با لقت میکنید پرت اونو بیرون از خانه ی شاعران یه دقیقه فرض کنید
شاید این لعنتی بگه راست و بهر تبعیض زنده بشه تو رپ فـــــارس
باور کن اگه کاوه بود تو زمان حاضر برای قیامش خودکاری آبی لازم بود
چون تیغه هر شمشیری زود کند میشه اما خودکار آبی همیشه آمادس تا بیاد رو کاغد
بنویسه و دوباره بخوره شکســـــت بی غرض یا دزه ای غرض فقط واسه خاک ایران همینو بــــــس.
حالا اهنگاش :
فعلا چند تا از اهنگهای نسبتا جدیدشو می زارم
مجید رستمی :
این اهنگش به جرات می تونم بگم یکی از بهترینای رپ فارسیه من خودم که خیلی خوشم اومد
lp_metaler کاربر فعال وضعيت: آفلاين 2 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 5 بار در 5 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 10 شهريور ماه ، 1388 23:32:03 موضوع مطلب:
اینم تکست اهنگ مجید رستمی :
مجید رستمی
Intro :
بابک تیغه . . . من باور دارم که کار بدی که می کنی بهت برمی گرده
خب از نظر شما کارایی که من می کنم بدن و بخاطرشون
می رم به جهنم اما تو قلبم باور دارم کارایی که می کنم درستن
پس احساس کسی و دارم که می ره به بهشت
قسمت اول :
میگن این موسیقی جادو . . . پس سوارش شو می خوام اینبار تورو با خودم ببرم به شمال ایران
مهد دلیران مرز همیشه بهار طبرستان و یادگاری از غیرت مازیار
دی و بهمن و آذر و فروردین همیشه اینجا پر از لاله بینی زمین
بعد از جنگلهای شیرگاه خوش اومدید به شهر کوچیکی که هنوزم هست چشم به راه مجید
همون اول شهر سر قرنطینه چپ رفتی وقتی ازت کینه رفت هست دری روش باز به همه توش تازه نوه های مادر بزرگ گوش
می کنن به قصه ای که زیر و رو می کنتت در خونه بازه بیا بریم تو رازه
نبودن عمو همه دیر و زود می شنونش سکوت مادر بزرگ می خواد کنه شروع
همخوان :
تابی نمونده روبرو راهی . . . هست عاری از سیاهی
تابی نهایت می خونه راوی . . . سمتش قدم بذارید
باقی همه روزی می افتیم پایین پس کافی . . . هست که باشیم
افتاده جایی مثل سربازای خدایی . . . رو برو بازه راهی
قسمت دوم :
از اسکندر بگیر تا عرب مغول تازی غرب همه به دور و تاسی غر . . . ق خون کردن مرزو بوم از دم دنبال ایران دیدن ویرانه
اما بیشه ی ایران خالی از شیرانش . . . (سوت موشک . . . رگبار مثلثل . . . )
نبوده و نیست پس ندیدن ویرانش صدام هم بود فقط یکی ازین دژخیمانش
شب خوابیدیم و گذاشتیم سری روی بالش صبح پاشدیم از رادیو خبری اعلامش
نذاشت عمو مجید دووم زیاد بیاره . . . صد هزار نفر جوون به جبه بیان
زیاده مثل مجید رستمی سرباز که می دونستن از پایان اما آغاز کردن تا پاس
دارن مرزبا اعتراض مادر بزرگ کاش گفت فقط می دونستم جنازش کجاست
همخوان :
تابی نمونده روبرو راهی . . . هست عاری از سیاهی
تابی نهایت می خونه راوی . . . سمتش قدم بذارید
باقی همه روزی می افتیم پایین پس کافی . . . هست که باشیم
افتاده جایی مثل سربازای خدایی . . . رو برو بازه راهی
قسمت سوم :
خیره بچه ها میکنن به نقطه ای نا معلوم نگاه تازه فهمیدن چرا تا عمو برسه صبر نمی کنن همیشست همینطورم کدوم واژه هست وصف کنه بغضی که تو گلو شکست همیشه هست ظلم و همیشه کسی که تا آخرین نفسی که داره وایمی ایسته و نمی ذاره
شرف و ناموسش شه پاره پاره مثل مجید که تا همیشه خوابه جایی تو تنگه ی چذابه
بچه ها تو دامن مادر بزرگ رفته به خواب و خوابه مادر بزرگ اما کامل
نبوده قصه و تموم نمی شه عمو تا برادر زادت که ندیدیش هنوز باشه توآغوشت
تو بهشت برین و به پاکی بنویسه با رنگ خونش سرشت زمین
تا اون روز بذارید خداحافظی نگیم زود پیشتم . . . ما همین الانم تو جنگیم
همخوان :
تابی نمونده روبرو راهی . . . هست عاری از سیاهی
تابی نهایت می خونه راوی . . . سمتش قدم بذارید
باقی همه روزی می افتیم پایین پس کافی . . . هست که باشیم
افتاده جایی مثل سربازای خدایی . . . رو برو بازه راهی
Outro :
راهی دور (هست عاری از سیاهی) باید تا (سمتش قدم بذارید)
شاید تا فنا شیم . . . خدایی . . .
lp_metaler کاربر فعال وضعيت: آفلاين 2 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 5 بار در 5 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 10 شهريور ماه ، 1388 23:34:06 موضوع مطلب:
تکست آهنگ تا من بنویسم بابک تیغه :
همه چی الان بده مرد همه چی من فقط می خوام کله دنیا بدونن که من شروعش نکردم
اما تا من بنویسم
چطوری آغاز کنم لعنتی این فقط پایانی بعد پایانه و باز همیشه تنهای تنهاست
پس اعتراض نکن و خفه شو وگرنه مغزتو می کنم له توام مثله مردم
گوش کن توام مثل مردم
ازم احساس فرسنگ ها فاصله داری چه حاصله کاری
باعثه منو بجویی و تف کنی بیرون چون فقط صدام از هدفونت بیرون شد
انگار همین دیروز صبح بود که کسی یادم نمی افتاد و حالا همه دورمن انگار فوق العلدم
کاغذا پر می شن از روی عادت تا منو کنن فرمانروای این روزت تا شب
و بعد می کنیم پرت گوشه باشم بهتره رو چشمامن لبه ی کلاهم که زیرشون پنهون عیبامن و گیر کرده بازم همه چی بینه منو حقیقت
ماشه بالاست و نشونه رفته شقیقت
داشتم و بوده باز اشتباه راه و من یه فوق ستارم الان باز و بسته می شن و ساکت لبها راست و چپ کنارتم باشه
هرجا فقط از مکن نخواه بیام پایین من اینجام و از اینجا نمی رم جایی من بالام خیلی و هستم کنار ابرا بالاتر از اونکه بخوام شم نگرانه فردا
می دونی یه روزه نو مثله کاغذی سفیده مهم اینه که تو چطوری خط بزنیش تا شب
می تونی بگی باید تو دلها جاشم با خودت یا کاری کنی برای مردمت که دلها شاد شن
اونوقت یه قهرمانی قهرمانی که خوابیده زیره گرد ه زمان جایی دورتر از الان
به انتظاره روزی که مقبره ها بسازن سر خاکش بکنن همه یادش و اشعارش و ستایش
اما اینم آرامش بهش نمی ده تا از کمر بازش کنه کاغذش و طرفدارش
و بکشه به جای خطرناکش واقعیت شاید تلخ باشه فقط یه ذره پس ازت خواهش
می کنم قند کنی تو دلت آب بگی زود سخت می ره و تموم می شه این عذاب هه
شاید جایی خیلی دورتر از الان شاید فقط شاید همین و تمام
داشتم و بوده باز اشتباه راه و من یه فوق ستارم الان باز و بسته می شن و ساکت لبها راست و چپ
کنارتم باشه هرجا فقط از مکن نخواه بیام پایین من اینجام و از اینجا نمی رم جایی من بالام خیلی و هستم کنار ابرا بالاتر از اونکه بخوام شم نگرانه فردا
قسمت 3
وقتی بهترین رفیقنت می شه بدترین دشمن شاید توام پرشی از حسی که نفرتی عجیبه
سستی واسه ادامه افتی حاصله کاره که عقده رو پر می کنه تا مغزه استخونت
می ره فرو و رسمه گم کن گورت
تازه دروغ همش می فهمی بوده
که کسی تورو می خواد بدونه تیغه تف به همتون عوضیا یه باره دیگه می خونم ضبطتو خاموش کن لعنتی این آهنگ منه
مهم نیست فوق العادست یا به نظر تو کمه
مهم اینه که تا من بنویسم پادشاهم واسه بازی ای که من ساختمش و شما همه
تمرین کردینش اما حتی نشدید نزدیکش
من سیرش شدم و داداشا سیریشه ته دیگش
اما تا وقتی من بنویسم هستم و می مونم واسه این بازی پادشاه تا من بنویسم
داشتم و بوده باز اشتباه راه و من یه فوق ستارم الان باز و بسته می شن و ساکت لبها راست و چپ
کنارتم باشه هرجا فقط از مکن نخواه بیام پایین من اینجام و از اینجا نمی رم جایی من بالام خیلی و هستم کنار ابرا بالاتر از اونکه بخوام شم نگرانه فردا
می دونی مهم نیست کی باشی یا چقدر میشناسنت مهم اینه که تا من بنویسم هه
دوباره بابک تیغه دوباره داره می گه تا من بنویسم
lp_metaler کاربر فعال وضعيت: آفلاين 2 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 5 بار در 5 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 10 شهريور ماه ، 1388 23:35:03 موضوع مطلب:
تکست آهنگ مافياي رپ تيغه :
يك سال سكوت براي اين نبود ، كه نداره جوهرخودكار بابك تيغه
پس با خون يه بار ديگه رو تن خيابون بنويس
كسي كه به دست داره انگشتري كه روش نوشته مرگ
تکست آهنگ مافياي رپ تيغه
يك سال سكوت براي اين نبود ، كه نداره جوهرخودكار بابك تيغه
پس با خون يه بار ديگه رو تن خيابون بنويس
كسي كه به دست داره انگشتري كه روش نوشته مرگ
حق از كس و ناكسي نداره ترس ، تا بفهمن دشمنا كه برد وشكست
داره فرقي واسه ماري زخمي ، پس بدوييد دنبال سوراخ موش
6و8 خوناي گوشواره به گوش
باز اين جنگ بين مافياي رپه پسر ، ته خط نازي آباد تا شمال شهر
يه خودكار آبي بديد به من ، بازي تازه شروع شده بونيد دست كم
تا وقتي تيغه زندست پيروزي رو ببينيد خواب
بچه ها پاشيد رسيده وقت تصويه حساب
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
بنداز يه نگاه به خيابون ، كه انشاست از وضع جامعمون
كه ازمون پس مي گيره خدا مثل دست پس از خودكار آبي روكاغذ تا باز است
خيابون انشايي رو بكنه شروع ، خودكار آبي من ايندفعه يه گروه
شده تا بازي بشه به نفع خيابون ، همون بچه ها نبينم به كسي بدين امون
اينا همون عوضيايين كه وقتي هيچي نبوديم ميگفتن اينا كين
با صداي بلند به ما ميخنديدند ، وقتي مي ديدند خيابونه راهمون
هر چند دستمون به جايي بند نبود ، ولي زود يه كاري ميكرد كه كسي نگه
رپ فارس مال دافاست ، خودكار آبي خوندن از خيابونو بكن آغاز
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
عوضيا با همتونم ، شما كه ميمونيد كنارم تا وقتي ميخونم
شما كه شبا بابك تيغه رو مي ديديد به خواب
كجا بوديد وقتي كه داشتم ميكشدم عذاب
وقتي اسمي ازم نبود چون آهنگي نبود ، به هر چيزي فكر ميكردم جز اينكه حسود
باشن كسايي كه مثل داداشن ، وقتي سختي باشه پشتم نباشن
اما اين بار اشتباهات نميشه تكرار
بعد از برگشتن از مرز شكست ، حتي هوس نكن بياي سمت تيغه
چون عوض شده ، شده يه آدم ديگه
هر كي ميتونه فكر كنه بهترين رپ كنه
اما نه وقتي ترنج ، طوفان ، فرياد ، وحيد ، تولاك بشن خودكار به دست
تا بهار 87 نفس تو سينه حبس ...
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم
همگي با هم ادامه بدين راهم ، تا دشمنامون بازم : بخورن از ما شكست ، بگيرن ماتم